ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
مرابسمت خودت برده با سپاه زیاد
بگو چه فایده دارم با اشتباه زیاد
نمیشودبروم زکوی توچه کنم
مرااسیرخودت کرده با نگاه زیاد
هنوزهم توهمان مهربان بی بدلی
هنوزفاصله هست بین ما چه راه زیاد
تمام هست مرا غرق می کنی محتاج
ونیست می کنی ام درخودت . اه زیاد
توراندیده ام اما شنیده ام خواندم
ودیده ام که دخیل تو ند سپاه زیاد
توراشبیه همه هیچکس چه باید گفت
تونیستی نه شبیه گدا نه شاه زیاد
تمام حال وهوای مرا پرازاضداد
نموده ای چه کنم ای رفیق راه زیاد
عجیب قصه بی سروته ای شده است
حکایت من وتو درمسیر چاه زیاد
همیشه آمده ای پیش من عزیز دلم
شدی تو روشنی هرشبم چو ماه زیاد
شکسته ام چقدرپشت هم ولی هربار
نشسته ای توکنارم پشت من پناه زیاد
هنوز هم که هنوزست کنارفاصله ها
به داد دل برسی خوب بانگاه زیاد
چراغ راه منی روزوشب دمت هم گرم
رها نکرده مرا باهمین گناه زیاد
قشنگ و ناز وصمیمی نشسته ای با من
رهانکرده مراباز به اشتباه زیاد
مرابگیردرآغوش مهربان خودت
چقدرخسته ومحتاجتم آه زیاد
بهداد ذاکریان