در من هزار جان است

در من هزار جان است
برای بوسیدن تو
بگذار از این زندان به‌در آیم
و وجب‌وجب از این جهان را
به جستجوی تو بمیرم

می‌دانم که جهان جهنمی
و تقدیرهای مسخره‌اش
حداقل در جان نهصدونودونهمی من
کم خواهند آورد
و من تو را
در ورای همه حماسه‌ها
در آغوش خواهم کشید

علیرضا غفاری حافظ

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.