من در خِشابِ خنده های آخرت ماندنم

من در خِشابِ خنده های آخرت ماندنم
شلیک کردی من همینجاخشک، وا ماندم

ترسیدم ازعشقی که بی رحم است وطوفانی
یک آیه نازل شد........،تورا درخلوتم خواندم

روحم شدی،جانم به ساز چشمکت رقصید
هر غصه ای در سر کشیدی از دلت راندم

بوی تو،بوی شبنم است وسیب ونارنگی
باعطرتو دریک لباس سرخ،..... جاماندم

دل نامه های مانده در افسارِ ذهنم را
با ترکشِ چشمان گیرای تو سوزاندم


زیبای من ، دریاترین ،دریای اقیانوس
من با تودرساحل ترین رویای خودماندم

فاطمه شایگان

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.