با کبریت روشن آمده بود

با کبریت روشن آمده بود

و من

 پر از کاه بودم 

اما خیال همه را راحت کرد

دیگر از این مزرعه دانه ای غارت نخواهد شد

فقط

دلم برای کلاه حصیری تازه ام می سوزد

(ساغر شفیعی)

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.