در من چه کردی سال کهنه آخرت را،،؟

در من چه کردی سال کهنه آخرت را،،؟
ای سال آتی می‌بری دردسرت را ؟،،
وقتی تمام آسمان باران ندارد ،،
باران گرفتی خیسی دور و برت را ؟،،
بااین زمستان و تمام حرف هایش ،،
شاخه ندیدی مردن بار و برت را ،،؟
حتی نگاه پنجره با درد می‌گفت ،
ای پاشنه گم‌ کردی احساس درت را ،،
درحوض بی ماهی که آبی هم نمانده ،،
آبی به سال نو نداده باورت را ،،
در آخرین چهار شنبه سوری وقت داری ,,
تا شعله همراهی کند این دفترت را ،،

احمد البرز

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.