شب ها در سرزمین رویاهایم

شب ها در سرزمین رویاهایم
برای لحظه ی آمدنت
رهاکرده ام
گیسوانم را در پیچ وتابِ بازوانت
با زیباترین ملودیِ عاشقانه
آخر قراراست باتو
پرنده بشوم اوج بگیرم
وسقوط کنم
دوباره در میانه ی جانت .
هر چند دوراز دسترسی
چـون سراب به نازو نیازم.


لعیا قیاثی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.