سکوت ناخوش احوال خیالت

سکوت ناخوش احوال خیالت
روحم را به بند کشیده.
درسرزمین شاعرانه هایم
آشنایی ازیاد رفته ام
که بابونه های زرد رنگ
پرتو عشق ناسرانجامم را
به شعله کشیده اند
وسکوت پراز شعفِ تو
دلم را به خون آغشته است
لیک سوگند به عطرو بوی خوش تنت
زیباتراز
بیتوته کردن نامِ تو در
اندوه چشمانِ سبزم
کجا خواهم یافت.

لعیا_قیاثی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.