انسان زاده شدن،

انسان زاده شدن،
تجسّدِ وظیفه بود:
توانِ دوست ‌داشتن و دوست‌ داشته ‌شدن
توانِ شنفتن
توانِ دیدن و گفتن
توانِ اندُهگین و شادمان ‌شدن
توانِ خندیدن به وسعتِ دل،
توانِ گریستن از سُویدای جان
توانِ گردن به غرور برافراشتن در ارتفاعِ شُکوهناکِ فروتنی
توانِ جلیلِ به دوش بردنِ بارِ امانت
و توانِ غمناکِ تحملِ تنهایی
تنهایی
تنهایی
تنهایی عریان
.

انسان
دشواری وظیفه است..

احمد شاملو

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.