| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
هر طرف رو می کنم هستیّ و اما نیستی
ادعای عاشقی داری و با ما نیستی
با من از پیمان محکم داستان ها گفته ای
لیک هستی امشب و تا صبح فردا نیستی
در خزان، از وعده های نو بهاران دَم زدی
سرشده پاییز، در مهتابِ یلدا نیستی
عاشقیِ آدمی باشد بهایش بندگی
حیف، آدم هستی و همپای حوا نیستی
تازگی ها می روی محفل به محفل بی خبر
فرق ما اینست مثل من تو تنها نیستی
«من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد»
در مسیر سرنوشتم یارِ همپا نیستی
رشته ی این شِکوه چون شب های من طولانی است
شهرزادم، قصه ها دارم تو اینجا نیستی!
بهاره هفت شایجانی