| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
تو از برای دلم ، جان و هم جهان شده ای
برای عمر و دوامم ، همی امان شده ای
درخت پیر شدم تا تو قد برافروزی
بهانه ای تو برای قد_ چون کمان شده ای
منم سبوی شکسته ، تو جام پر زشراب
کنون تو باده بدست ساغران شده ای
گر از زمان جوانی عبور کرده دلم
ولی خوشم که تو ، نوبر_ جهان شده ای
درخت خشک شده ام چو فصل پاییزان
ولی تو شاخه نهالی به بوستان شده ای
چراغ این شب_ عمرم ، رسیده بر سحران
بیا که نوبت_ نوری به صبحدمان شده ای
گران خریدم و ارزان فروختم عمرم
از این تجارت_عمرم ، بهره ای کلان شده ای
کنار باد زروی تو شر و بدخواهان
که ذکر خیر دعایم ، به هر زمان شده ای
علی اصغر متقیان