کتاب بازم

کتاب بازم
صفحات بی‌قرارم پر از تو
خاطراتم آغشته بر صفحات

در پیچ‌وخم افکارم باش
هویت عریانم را در دستان واژه‌ها ببین
خیابانی که سال‌ها، تنها رهگذرش تو هستی

خجل از خاطراتم
این همه تو

خوابم پر از تو
سایه‌ی مبهمت بر پرده

یادم پر از تو
گرم، گرم

حتی در سردترین ساعت سال

باران تو
می‌بارد
بر من

در خوابم باش
همین مرا بس

بی‌تو
این کتاب ورق نمی‌خورد
صفحه‌ها خالی
افکار سرد
هویتی گمشده در سکوت

خاطراتم سفید
خوابم بی تو پروانه‌ی بی‌پرواز
بدون تو نمی توانم


بهرام بصیری

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.