کاش می شد در محراب دو چشمانت نماز ادا کنم

کاش می شد در محراب دو چشمانت نماز ادا کنم
ورد و تسبیح و ذکر و سجاده در دستانت جا کنم
کاش می شد این قصه ی سر بسته ی دل را
سر فصل و سرآغاز همه ی گفتگو ها کنم
کاش می شد نگاهی به رویم می انداختی
تا کلبه ی تاریک دل را روشن از چراغها کنم
کاش می شد جرعه ای از می به کامم می ریختی
تا سرمست شوم و بهر وجودت دعاها کنم
کاش می شد در دفتر عشق بی وفایی را نمی انگاشتی

تا در طلب عشقت خواهش و تمناها کنم
کاش می شد در دفتر شعرم غزلی از عشق می خواندی
تا تقدیر از لیلی و مجنون و ویس و رامین ها کنم
کاش می شد شعله ای زد بر سردی نگاهت
تا از زمستان رخت بر بندم و تماشای بهارها کنم

احمد پویان فر

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.