شهرزاد قصه ها

شهرزاد قصه ها
چه کرده ای بامن؟
که لبخندت
رگِ شعرهای مرا می زند

لبها در ارتزاق
سایه ی سکوت
نشسته در نگاهِ رمز آلود
ای ماهِ بی تکرار
ای قرار دلِ بی قرار
چه کرده ای با من؟
که ماسوره ی دلخوشی
دائم پاره می کند نخ افکارم را

شادی
شُکوه
شکر
شعرِ بغض شد در حلقومِ شاعر
عجب تناسبی به پا کرده
ماکوی احساس


آذر_غلامی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.