پالتوی برهنه چشم و

پالتوی برهنه چشم و
گوش بسته
در واپسین ثانیه های درمانده
چشم بر عصای واگن به دست
کلاهش را باد می‌برد
و من هنوز پشت مرز/خواب‌های سرد
با گیسوانی رنجور
دستان خیال را بغل می گیرم


فروغ گودرزی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.