روحی در من خفته است

روحی در من خفته است
او مرا رها کرده مرا نادیده می‌گیرد
او بدون هیچ توجهی در من وجود دارد
چیزی نمی‌خورد حتی بیدار نمی‌شود
دست هایم را نمی‌گیرد
مرا به آغوش نمی‌کشد
دیگر سالهاست که با من کاری ندارد
او رنجیده است
من او را آزرده ام

من او را خرد کرده ام
باعث خستگی او منم
آری او سالهاست که مرده است

مبینا باویسی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.