ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
تو ای شب سیاه سربی
امشب دالان های تاریک پس کوچه ها ی شهر
جولانگاه توست.
اکنون خوب نظاره کن .
سحر نزدیک است.
بامدادان از ستیغ بلند قله ها ، خورشید طلوع خواهد کرد .
دشت لاله ها در زیر اشعه ی خورشید ، درخشان خواهد شد.
چکاوک ها سرود زندگی سر خواهند داد .
سرو سربلند چشم نواز به هر سوی می نگرد وعاشقانه ، سبز سبز ، لبخند می زند.
در زیر شاخسارانش نیلوفران باغ شادی کنان می رقصند .
کبوتران عاشق به امید زایشی دیگر به وجد می آیند .
فردا خورشید با اشعه ی تابناکش ،
در آسمان شهر
قیامتی به پا خواهد کرد.
توای شب سیاه سربی
در فردای روشنی وتابناک ، به کجا پناه خواهی برد ؟
ارسلان رشیدی