تو ای شب سیاه سربی

تو ای شب سیاه سربی
امشب دالان های تاریک پس کوچه ها ی شهر
جولانگاه توست.
اکنون  خوب نظاره کن .
سحر نزدیک است.
بامدادان از ستیغ بلند قله ها ، خورشید طلوع خواهد کرد .
دشت لاله ها  در زیر اشعه ی خورشید ، درخشان خواهد شد.
چکاوک ها سرود زندگی سر خواهند داد .


سرو سربلند چشم نواز به هر سوی می نگرد وعاشقانه ، سبز سبز ، لبخند می زند.
در زیر شاخسارانش نیلوفران باغ شادی کنان می رقصند .
کبوتران عاشق به امید زایشی دیگر به وجد می آیند .

فردا خورشید با اشعه ی تابناکش ،
در آسمان شهر
قیامتی به پا خواهد کرد.

توای شب سیاه سربی
در فردای روشنی وتابناک ، به کجا پناه  خواهی برد ؟

ارسلان رشیدی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.