بانوی ترس های کودکی ام با تو می رود بانوی کودکی ام عاشق تو بود بانوی چارشنبه های پُر از انفجار و دود بانوی من همیشه تو را خواب دیده ام بانوی مثل تو هرگز ندیده ام بانوی شعرهای من از تو شکوفه داد بانوی بوی تو اُفتاده دست باد بانو بهار من تویی
تاثیر پروانه ای حضور تو در شب هام همین شمعی ست که دارم می سوزد، همین عمری ست که دارم از دست می رود ، همین بوی گل که دارم مست می کند من از حضور تو در شب هام
تو نمیفهمی ، من حالم خوب میشود وقتی با یک شاخه نیلوفر هر روز برای ندیدنت کنار اسکله میروم .. تو نمیفهمی ، من حالم خوب میشود وقتی با یک شاخه نیلوفر هر روز نمیبینمت ... تو از کجا بفهمی هر روز با یک شاخه نیلوفر غرق میشوم ؟!