دیریست در کوی مغان به دنبال آتشم

دیریست در کوی مغان به دنبال آتشم
بی سبب نیست در کویت نفس خوشم

شادی به فصل هدایت صدا به فصل دروغ
آتش به جان زده از سیه فریاد نمی کشم

در دایره آتش پرگار به پرگار زدیم
هر نقطه که می‌سازم از جان که یرکشم


گفتا به حبیت محبوب از داغ دلم آگاه
آگاه نه ای بیدار از داد چه سرخوشم

من به هوای کوی تو آتش به ارمغان دارم
آتش مده ای دوست آتش به اتش اتشیم

در گام دریا همه مجبور به اقدام کمالوند
ما در سر کوی یار بی مثال بال بار پرکشیم

سیاوش دریابار

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد