| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
یه روز میام پیشِت برای بدرود
بعدش میرم مثلِ رود
برنمیگرده هیچ رود
دقیقاً مثل وقتیکه ،
میره ز تو آبروت
حالی دارم بمانندِ قَرقوروت
ترش کرده حالِ زارم
طالوت خوبه نه جالوت
داوود خوب فهمید اینو
لشکرِ جالوت اما نفهمید
توو فکرشون غرق شده بودند ،
هاروت و ماروت
با سِحرِ باطل السِحر،
بپا نره آبروت
نمیدونم کجا می آیم فرود
نمیدونم کجاست برایم روزی جای خلود
اینها که دستِ من نیست
چیزی که دست منست ،
اینست که برم بخرم یک فلوت
نال بزنم ز حالِ رسوای خود
برهرکه با ایمان ، بفرستم درود
بخوانم گاهی سرود
بِرَم میان کلی شرط و شروط
شاید آرزومُو توو خواب ببینم ،
وقتی که چشمم غنود
خدا کنه حُسینمو ببینم یوم الورود
بهمن بیدقی