کجا دانم کجا رفتم، که جز پرواز ننوشیدم

کجا دانم کجا رفتم، که جز پرواز ننوشیدم
نه بر خاکم، نه بر گردون، که از آغاز ننوشیدم

گشادم بال در بی‌سو، رها در سمتِ بی‌مبدأ
ز خود برخواستم چون باد، که از آواز ننوشیدم

نه از پیمان زمینم من، نه در تقدیر دورانم
که پرّانم ز دنیایی، که یک پرواز ننوشیدم


ز هر آتش، رهم چون نور، ز هر شبنم، صفا دارم
نه بالی داشتم اما، چو شوقِ راز، ننوشیدم

جهان را چون حبابی دیدم و رفتم ز روی او
نه از قطره، نه از دریا، که از اعجاز ننوشیدم

بگو فاضل به پرهیزان: من از پرواز مستم هنوز
که این مستی، نه از باده‌ست، که از پرواز نوشیدم

ابوفاضل اکبری

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.