ای دل تو در این سینه این بار غریبی

ای دل تو در این سینه این بار غریبی
این شهر پر آدم تو بی یار غریبی

این سینه دیگر جا ندارد به تو ای دل
اینجا تو با قلبِ وفادار غریبی

اینجا کسی از عشق از درد نداند
ای دل تو در اینجا چه ناچار غریبی

گفتم نکن درگیر بگذار برو تو
دیدی که بدگونه تو این بار غریبی

یارت شده یک سنگدل با تو همیشه
او رفت با حالی گرفتار غریبی


سجاد اوسیانی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.