از عشق تو دیوانه منم‌دل به تو بستم

از عشق تو دیوانه منم‌دل به تو بستم
فهمیده همه شهر که از عشق تو مستم

در عشق تو رسوای جهان گشته ام ای یار
تا یک نظری کردی و من توبه شکستم

چون نیست مرا تاب تماشای زوالت
زان روز که دیدم رخ زیبای تو مستم


تا مست شدم از می‌عشق تو چو مجنون
دیوانه ی زیبایی بی حد تو  هستم

تا دل به تو بستم زجهان هیچ ندیدم
در هر دو جهان یک دل دیوانه به دستم

با شوق وصال رخ خورشید نشانت
چون ذره ی آواره صفت سوی تو جستم

آن دل که مرا بود به سودای تو از دست
رفته است ز بس در غم عشق تو نشستم

تا سلسله زلف تورا باد بر آشفت
آشفته شدم ، سلسله بر دوش گسستم


امین طیبی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.