الا ای غنچه ی خاموش * تو از بلبل گریزانی

الا ای غنچه ی خاموش * تو از بلبل گریزانی
بیا من خاک و بارانم * تو از بهر چه گریانی؟

اگر بر جان شیرینت * هزاران خار بنشسته...
بیا ای نغمه ی محزون * به دل این نار بنشسته


اگر افسون آن شبنم * ملالی بر دلت دارد
بدان چون صبح می‌آید * وجودش او کجا دارد؟

اگر گلبرگی از جانت * به دریای دلم گیری
تو این دریای جوشان را * به همراه نفس گیری

الا ای غنچه ی خاموش * تو آواری بر این جانی
بیا و عشق نجوا کن * تو چون نِی در بیابانی


پریسا عظیمی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد