| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
هر روز تعبیر جدیدی دارم از احساس
ای زندگی از بابت رنجاندنم، سه ...پاس
هر بار گفتم پاک باید باشد این دیده
گفتند شاید اختلالی داری از وسواس
چون کودکی ترسانده بودندم ز دزد و دیو
می گفتم ای بیچاره دل، اول فقط بشناس
پایم به روی سیم های تار می غلتید
ناگه ز رقصیدن نشست آن دختر رقاص
شاید گلوی نسترن آسیب دید و آن
از خش خش آوازهای خسته اش پیداست
گاهی غریبی می کنم با انتظار خود
گاهی به دل می گویم این ،آن لحظه ی رسواست
گاهی برای کندن و کاویدن انسان
تنها نگاه سردو بی احساس هم کافیست
گاهی برای مردن یک عاشق صادق
دنیایی از اندوه پشت جاده ها باقیست
شاید نماند از من و شما هیاهویی
شاید بمیرد بی صدا، من یا که آهویی
در خستگی ذهن های در پی و مشتاق
شاید نبُرد گردن اندوه ......چاقویی
نرجس نقابی