| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
روزی که روی خاک زمین آشیانه من شد
چیزی شبیه کوه وزین بار شانه من شد
سیاره ای که رشته ای از طره های عالم بود
بین مدار شک و یقین بام و خانه من شد
آنجا که ذره ذره هستی شکسته تر میشد
منظومه های خلد برین بیکرانه من شد
باران سیل حادثه ها بی بهانه می بارید
رعدی به اضطراب و طنین تازیانه من شد
بند دلم گسسته شد از جام بزم بد عهدی
بال و پرم شکسته این دام و دانه من شد
وقتی که رانده می شدم از مرز و بوم زیبایی
خطی نوشته روی نگین تک نشانه من شد
نام تو بود و رایحه ای از سلاله ی گل ها
نجوای عاشقانه ترین غم ترانه من شد
علی معصومی