ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
یادش بخیر آن روزها
عصرها صدای چرخ خیاطی مادر
در حیاط دنج قدیمی خانه
قشنگ ترین آهنگی بود که
تا به حال در هیچ کافه امروزی نشنیده ام؛
انگار با تَرَک های پیشانی اَش
و شعرهای روی لبانش
پیراهنی از جنس عشق می دوخت
با گُل های آفتابگردان
برای روزهای پُر از خاطره
همیشه در چشمانش
دو استکان چای تازه دم و خوش رنگ
با طعم بابونه نقش می بست
ای کاش هرگز عطر آن غروب ها تمام نمی شد!
مرتضی سنجری
شاید بهشت برای او
زیادی کوچک بود
که گندم گیسوهایت
و سیب سرخ گونه ات را
برداشت
و گذشت...
فاطمه نادریان
تقدیر من
در اعماق لبخندش
اشکی را با خود حمل می کند
تا تاوان نبودنت را
به زندگی بپردازد
و گونه ی دست هایم
خیسِ چشم های تو باشد
پرویز صادقی
آتش؟
آتش را نمی دانم
این نیمه ی تو بود
که با نیم دیگرم پنهانی می سوخت
باقی ام
در صدای باد شعله می کشد
تو همه کسانی هستی که دوست شان دارم و خواهم شان داشت
خوب؟
نه نیستم
همین پرسه شبانه ام که گاهی
گاهی به خانه می رسد
و خانه، وطن کوچکی است با مردمانی که یک نفر
و لحظه را فقط بی انتها بلد است
درست شکل شکل شکل آغوش تو
آسیه_حیدری
کى مى شود
کنار گوشواره هایت
بوسه ها بکارم
و تو، آنچنان عاشقانه مرا ببینى
که غنچه ى گلِ سرخ
قد بلندى کندبراى آفتاب
کى مى شود
از کنار آرامش چشمهایت
رنگهاى آسمانى احساس را
ازپشت پلکهاى تو بردارم
و همه ى هستى را
تجربه کنم
در ایمنى سایه سار ابروهاى تو
کى مى شود
نبض ِترانه ى زندگى من
با قلب آروزهاى تویکى شود
وآهنگ همه روزهاى بر باد رفته
با شعرهاى عاشقانه ى قلب تو
شور انگیز شود
کى مى شود.
مجیدفربد