ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
من که دلتنگ توام پای سفر نیست مرا
سگ به کوی تو گذر کرد و گذر نیست مرا
سر سودای تو دارد نفس باد صبا
چه کنم با دل شوریده که سر نیست مرا
به خیال شب وصل تو دویدم همه عمر
روزگارم همه شب شد و سحر نیست مرا
از که میگیری نشان، این دل ماتم زده را؟
برده خاکستر من باد و اثر نیست مرا
فاطمه نادریان
بی تو زنده ام
و این صدهابار سخت تراست
از مردن برای تو
این روز ها از کاغذ های سپید چشم هایم
نام تو چکه میکند
و دلتنگی ام
بوی جوهر میدهد
فاطمه نادریان
شاید بهشت برای او
زیادی کوچک بود
که گندم گیسوهایت
و سیب سرخ گونه ات را
برداشت
و گذشت...
فاطمه نادریان