ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
وقتی عکس ماه
بر دریا افتاد
ماهیان از لبانش
بوسه گرفتند
منوچهر پورزرین
با کدامین اندوه تو را بگریم
با کدامین درد تو را آه
و با کدامین سکوت تو را فریاد
در هوای که
عطر پیرهنت می رقصد
من با کدامین ناله
اندوه دردِ تو را سکوت کنم
چی ماه بخشنده
من نمی دانستم
باغبان جوان می میرد
تشنه
و تنها
من
نمی دانستم
درختهای بدون هرس
و خارهای خشمگین
اینگونه
وحشی
وارد خانه خواهند شد
و
مرگ باغبان
آنقدر آسان رقم می خورد
که
اشک باران
را مجالی
نمی ماند
من نمی دانستم
راه باغ کوتاه
و
گلها
همه
قربانی زیباییشان می شوند
غریبانه
و
مظلوم
من راه
غمکده
پنهانی باغبان را نمی دانستم
و
مرهم
هوای
بارانی گرمش نبودم
چون
من نمی دانستم
منیره کاوری
تو شکل همه دردهایی که کشیدهام
شکل همه ناکامیهای من
شکل همه زندانهای من
شکل همه تنهاییهای من
تو تمام آنچیزهایی که زندگی
از من دریغ داشته است
تو را جز با این آههای سردم نمیتوانم تصور کنم
آه بهشت گمشده من
علیرضا غفاری حافظ
اشتباهی در دلم رخ داده می بخشی مرا؟
مهر تو در سینه ام افتاده می بخشی مرا؟
کافری بودم که ایمان و نماز من شدی
مُهری و تسبیحم و سجاده می بخشی مرا
بغض می رقصد به آهنگ جدایی در گلو
اشک درچشمان من آماده می بخشی مرا
پشت چشمانت اگر راهم دهی تا زنده ام
می نشینم بی ریا و ساده می بخشی مرا
انتخابی نیست جز من تا که این حد عاشقم
با نگاهی بر من دلداده می بخشی مرا
باز هم دیوانگی تا اوج هذیانم کشید
اشتباهی در دلم رخ داده می بخشی مرا
مهساپارسا
با تو بودن زیباست...
زیر باران
زیر برف
زیر آسمان شبی پر از اندوه در شهری غریب و دور
با تو بودن زیباست...
در فکر
در خیال
در تبلور اندیشه های پاک ِغرقِ در ابهام کودکی هایم
تا کجا بی من می آیی...
تو که در گذرگاه گیج پر پیچ زمان
به دو راهی تقصیر رسیده ای
با تو بودن زیباست...
مثل آیینه
مثل گندم
مثل سوسوی چراغ کوچه های قدیمی شهرِ بدون عابر
با تو بودن زیباست...
مثل یک نت در ملودی
مثل یک قافیه در شعر
مثل اشک های چشم بازیگر تراژدی زیر نور موضعی
تا کجا بی من می آیی...
تو که در بیابان بی حرف و کلمه من
نفس های عمیقت را تقسیم عشق و زندگی کرده ای
با تو بودن زیباست...
حتی بدون من
حتی بدون تو
حتی در التهابِ این همه دوستت دارم ها ی شبی دراز و بی پایان
تا کجا بی من می آیی
باتو بودن حتی خیالش هم زیباست.
سیاوش آبان