شام بودیم

شام بودیم

ز "خورشید" جهان

" صبح '' شدیم...

#مولانا

اینکه من غرق تماشای شما باشم هم

اینکه من غرق تماشای شما باشم هم

کمتر از غرق شدن در وسط دریا نیست
علی حسنی

آخرین منزل ماکوچه ی سرگردانیست

آخرین منزل ماکوچه ی سرگردانیست
در به در پی گم کردن مقصد رفتیم ...

مادرم گاهی حق دارد

موهای تو...
لاک قرمز...
بوی عطرت...
چشمانت...
مادرم گاهی حق دارد
شعر هایم را پاره کند...

مهدی_اسدی

در من

در من
آن که ماند، تویى
آن که رفت، من ...

سیدمحمدمرکبیان

می دانم آخر گم خواهم شد

می دانم
آخر
گم خواهم شد
در حیرت
در عشق
در نور!


فرشته سنگیان

کنار پنجره پاییز

کنار پنجره پاییز
باد می خواند
درخت می رقصد
درست وقتی که
من و آسمان دلتنگیم

جمشید عزیزی

شاید این یکی از آن هدایایی است که

شاید این یکی از آن هدایایی است که
نمی‌توانند به‌دستش بیاورند؛ سکوت.
یک کلمه در سکوت.
صحبت کردن از سکوت بدتر است.

نمیشناسمت

نمیشناسمت
اما هنوز هم
میان آدمها
برایم آشنا ترین غریبه ای...

زهرا حمزه لو

تا افقِ سپیدِ بهاری

تا افقِ سپیدِ بهاری
از مژگان انسانی
تو را می‌نگرم تا کنارم بنشینی
و دست‌هایت را در گیسوان من نهان سازی
چون نسیم
چون راز جهان..
.