آغازِ جنگ از شلیکِ گلوله نیست؛

آغازِ جنگ
از شلیکِ گلوله نیست؛
از لحظه‌ای‌ست
که دلِ انسان
از یادِ انسان
خالی می‌شود.

زمین
به لرزه می‌افتد
وقتی نخستین خانه
فرو می‌ریزد،
و
آسمان
از فریادِ مادران
پرنده‌ هایش ‌ را
از یاد می‌بَرَد.

سرباز
با گام‌هایی از آتش
می‌گذرد،
اما
در دلش
کودکی می‌گرید
که هنوز
مرگ را
هجی نکرده است.

شهر
به استخوان می‌افتد،
رودخانه
رنگ وبویی
از آهن و خاکستر می‌گیرد،
و
در چشمانِ ویرانه
انعکاسِ مردمی‌ست
که
خانه‌هایشان را
در دست‌های باد
دفن کرده‌اند.

جنگ
نه پایان دارد
نه پیروزی؛
برگِ دیگری‌ست
که تاریخ
با خون
ورق می‌زند.

و تنها
صدایی که می‌ماند،
آهسته و دور
صدایی‌ست
که از میانِ خاک برمی‌خیزد:
«ای کاش
به‌جای کاشت
مین و گلوله
دانه می‌کاشتند
دانه زیتون
دانه صلح
دانه مهر
دانه ای از محبت وعشق
وصلح
همانست که
همه میخواهند !!


بهرام معینی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد