تو از نسل گل آویشنی ،آرامش جانی

تو از نسل گل آویشنی ،آرامش جانی
ضمیر ناخودآگاه منی در من نمایانی


نیازی چون نفس هستی،دلیل دلخوشی‌هایم
تسلای دلم را چون خودِ من خوب میدانی


تو با روح و تنم درهم تنیده هستی و هرگاه
پریشانی،‌ پریشانم ــ پریشانم، پریشانی


صدای نم نم بارانِ آغاز بهاری تو
شبیه پرتو خورشید در برف زمستانی


تو را میبیند و غرق خجالت میشود مهتاب
به چشمت خیره شد خورشید لطفی کن نسوزانی


شراب شعر خیام و سماع مولوی هستی
همان شاخ نبات حافظی،شرح گلستانی


بیا که شاه بیت شعر من امضا شود با تو
خدا رو خوش نمی آید غزل را سربگردانی

هاله محمودی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.