| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
افق
لباس وارونه بر تن کرده است.
این بار
قایقها نه بر پهنه ی آب
بلکه بر شاخههای شکننده ی آسمان
پارو میزنند.
و ماهیها
در آسمان آبی بیریزش
لانه ساختهاند.
من
در آینهای ایستادهام
که پشت آن، جهانی دیگر آغاز میشود.
جهانی که در آن
سایهها پیش از آفتاب میآیند
و ریشههای درختان
به جای فرو رفتن در خاک
در هوایی رقیق و ترسو
شناورند.
کبوتری که از کنار پنجره ام میگذرد
خواب سنگ را میبیند
و سنگ
سبکوزنِ یک نغمه
در رودخانه ی زمان فرو میریزد.
من چه دانستم؟
افق یک خطِ فرضیِ ساده نبود.
افق چهره ی وارونه ی هر چیزی بود
که میشناختم.
در این سکوتِ وارونه
پاهایم از زمین جدا میشود
و افق
مانند قاب کهنه ی عکسی
از دیوارِ حافظه
پایین میآید
و در دستانم
خاک میشود.
مریم نقی پور خانه سر