به خاک پاک جاویدان نشانی از کیانم نیست

به خاک پاک جاویدان نشانی از کیانم نیست
خبر از رستم و رخش و درفش کاویانم نیست

یل مغرور تاریخ ام ،، که پیشانی عرق دارد
ببخش ام آریو برزن که میدانی از آنم نیست

خمار خواب خرگوشی به کابوسی اسیرم که
نگاهم هر چه می گردد خبر از آسمانم نیست


دهان را چشم میدوزم به هر زخم زبان لیکن
سکوت ناطقی دارم که کمتر از زبانم نیست

وقارم را غباری گر نشسته بر سر و رویش
عزیزم مادرم ایران،هراسی در روانم نیست

که سیمرغی گران دارم که از خاکستر دوران
بپاخیزد بزنگاهی که پیکان در کمانم نیست

عادل پورنادعلی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.