شبیهِ پیچکی بر دستِ من شد

شبیهِ پیچکی بر دستِ من شد
نَــمی، باران برای این چمن شد

بُـریده بودم از غم‌های تبعید
برای این تنِ خسته ، وطن شد

شد آن قاموس عشقم با کلامش
تب سوزنده ای بر هر سخن شد

تپید از عشقِ او نبضِ غزلها
و این تازه ترین شعرِ کهن شد

شدم مجنون ترین لیلای عاشق
که شعرم راهیِ این انجمن شد

نیره فتحی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.