وقتی دلیرِ جنگ‌ها مطرود و تنها می شود،

وقتی دلیرِ جنگ‌ها مطرود و تنها می شود،
وقتی سکوتت باعثِ سرخوردگی‌ها می‌شود
از من چه می‌ماند بجز این شعرهای سوت و کور
وقتی تمامِ سهمِ من از تو، تماشا می‌شود
از عشق گفتن‌های من، آن صبرِ بی همتای من
اشعارِ بی پروای من، زخمی هویدا می شود
همبسترِ رویای من! ای زخمِ جان‌فرسای من!
گاهی تمامِ سهمِ ما از عشق، رویا می‌شود

آخرسرِ فرهادها فرجامِ شیرینی نبود
گاهی دلیرِ قصه هم مجبورِ دنیا می‌شود
از قطره‌های چشمِ خود سیلی به راه انداختم
این شد تمامِ شعرِ من مختومِ دریا می‌شود
خاکستریِ باورم تقصیرِ جادویت نبود
گاهی خدا هم عاشقِ خاکستری‌ها می‌شود

سجّاد تسلیمی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.