تو، تکرارِ قرینه‌ی ایجاز،

تو، تکرارِ قرینه‌ی ایجاز،
ترکیبِ رنگ در تناسب‌ها؛
خدایِ منطقِ اوهام،
مستزادِ جهانِ امکانی.

بیا
شعرِ تصویریِ احساس،
زبانِ قافیه‌ام لنگان است؛
برای سادگیِ نثرِ اندامت،
تمامِ وزنِ ارکانم پریشان است.

اعتزال،
مرا به فلسفه کشاند...

در تضادِ ماهیتِ ذهنی؛
برای آرامشِ نفسِ آشوبم،
تو جوهرالذاتی، حقیقتِ نهاییِ من.

فرهاد حیدری

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.