| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
باز من و کیبورد و صفحهای تار
دستهای بیرمقی بر دکمهها
برایت چه بنویسم ای خواننده
از کدام شب بگویم
صبحدمی نمییابی در نوشتهها
تنها شب است و شب است و شب
چندی تلاش کردم برای روشنایی
اما نشد که نشد که نشد
گرداب تاریکی غرق کرده جوانیم را
دستانم در تقلای نجات بر روی دکمهها
نجاتم ده، نجاتم ده، کمک
بگیر از من این جان کندن سخت را
باز هم مینویسم و میدانم که بیفایده است
حرفهای ناتمامم، مثل نفسهای بیهوا
شاید آنسوی طوفان، ساحلِ دیگری باشد
ساحلی با تو، ای خوانندهی گمشده در سکوت
به یاد آور مرا، با لبخند روزهای خوشم
رهایم کن، رهایم کن، رها در امواج
مرا ببرد، ببرد، دور
مهدی وفازاده