| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
دیگر آن آنی که باید بود و باشم نیستم
آتشی در زیر خاکستر داداشم نیستم
آرزوهای قشنگی دارم و از تنبلی
اهل کار و زحمت و قدری تلاشم نیستم
از تبر میترسم و از هر تبر زن بیشتر
کُنده ای بی مصرفم بیم خراشم نیستم
آدمیت کشته شد با دست قابیل و یقین
نسل قابیلم از آن قوم و قماشم نیستم
شرط خوبی سادگی باشد و چونکه واقفم
موج خنثی پرورم در ارتعاشم نیستم
بودن گرگی درونم خیره سر یک تُهمت است
بره ای آرامم و در اغتشاشم نیستم
اینکه میبینم عیوب این و آن را در عمل
با دخالت جز نُخُود در دیگ آشم نیستم
لاجرم چون قید خیلی چیزها را من زدم
در پی گفتار افسوس و به کاشم نیستم
در مسیر آدمیت بی گمان جا مانده ام
مستحق ِ مرگ با تیر کلاشم نیستم
هر کجا لیکن خودم هستم بدون واهمه
اهل پنهان کاری و هیس و یواشم نیستم
کوه ایرادم و میدانم و جالب اینکه من
در پی الماس خود میل تراشم نیستم
عادل پورنادعلی