تو را به جان نگاه تو، دلِ خراب می‌دهم

تو را به جان نگاه تو، دلِ خراب می‌دهم
به باد اگر رساندش، پیام ناب می‌دهم

مرا ز خویش رانده‌ای، ولی هنوز خاضعم
به ذره‌ذره‌ی هوا، شکوهی از جناب می‌دهم

شدم غبار در رهت، نگو که بی‌خبر شدی
من از نسیم کوی تو، نشان به خواب می‌دهم

تمام این جهانِ پوچ، بدون تو، هلاک شد
به عشقِ چهره‌ات هنوز، هزار باب می‌دهم

دمی نظر به ما کنی، شکوفه می‌شود دلم
به هر نگاه روشن‌ات، هزار آفتاب می‌دهم

مرا به نام خود بخوان، که در طواف قامتت
به هر سپیده با دلی، دعای ناب می‌دهم

به داغ عشق مانده‌ام، ولی نرفته‌ام ز پا
هنوز با شکسته‌دل، به تو شتاب می‌دهم

به بوی گام تو قسم، که "خضر" بی‌تو بی‌نفس
اگر نمی‌رسی، دگر به عشق جواب می‌دهم


غلامرضا خضری

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.