عشق میان ما، آتشی است پنهان

عشق میان ما، آتشی است پنهان
که هم ویران کند وهم گلستان

حُزنِ هِجران،شوق دیدار، رنجِ حِرمان
بهای گرانِ عشقِ بسیار، به سان ِپیر کنعان

اشک و لبخند، امیدِ ونا امیدی
همه در این راه مهمان،چوخارِمغیلان

این درد، همان دوای جان است
که گرصبرکنی، یوسفت بینی، شادان خرامان


عذرا برون سرا

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.