*آشنا* می‌آمد!!

*آشنا* می‌آمد!!
آن غریبه ،
مگر کجای خاطره‌ها
پیاده شدم ؟

................................
...............................

در من،
هِزار
قِصه‌ی آرام
*سَرکشید*.
بهار ِجان خوش آمدی


شهره مرادی نرگسی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.