آسان گرفتیم ولی در راه مانده ایم

آسان گرفتیم ولی در راه مانده ایم
شرمنده ایم که قصه را تا ته نخوانده ایم

ما که گرفتار قلب بی زبان شدیم
دست و پا شکسته شکار شیطان رانده ایم

سبز بودیم تا زمانی که بهار آمده بود
امروز ولی مثل دیگران درمانده ایم

در نمی‌زند کسی تنها شدیم و باز
در انتظار یک مهمان ناخوانده ایم

ثریا امانیان

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.