از بلندی های شب، چشمک زدی، قلبم شتافت

از بلندی های شب، چشمک زدی، قلبم شتافت
آتشی شعله کشید اندر درونم،  جان بتافت

سوزِ پاییزی، حریفِ عشقِ سوزانم نگشت
دهر را باید فریبی بِه ز آهو چشم یافت


محراب علیدوست

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.