| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
ای که از من دوش پرسیدی نشانم چیست و من کیستم
من زمینی نیستم ...من عاشقی شوریده حالم
شاعری دیوانه و مجنون و مستم
باده نوشم ، می پرستم
اهل دل ...
من ساکن میخانه هایم
همنشین ساغر و پیمانه هایم
سالها جستم نشان و نام خویش
دیدم از آدم نشانی نیست در دنیا به جز افسانه بیش
عابری گم کرده راهم
با تو اما ای غریبه اشنایم
قصهگوی وادی افسانه هایم
گاه هشیارم
گهی من مست مستم
بی دل و دلداده ای
زیبا پرستم
عاشقم ....
در گوشه ای تنها نشستم ....
همنشین ساقی و ساغر شدم گهگاه در میخانه ها
هم دل و هم درد مجنون گاه در ویرانه ها ...
پیش مستان مست مستم
نزد مهرویان چو شیرین
تیشه فرهاد دستم
گاه اینم ...گاه آنم
من همین و من همانم ...
هر چه هستم ....هرکه هستم .....
با تو اما دوست چون یک آشنا همراه هستم ...
سعیدعرفانی