| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
پائیز خبر داشت که این شیوه باغ است
گه خانه سار است و گه آلون کلاغ است
چون رایحه مریم و نسرین و اقاقی است
گه مایه درد است و گهی مرهم داغ است
پائیز خبر داشت که هر گوشه سرسبز
دربند کمال است و دلآشوب فراغ است
هر برگ شقایق که در این دایره روئید
لبریز شرنگ است و تبآلود ایاغ است
پائیز خبر داشت ولی فاش نمی کرد
این بیشه پر از همهمه روبه و زاغ است
هر دامنه اش رو به تماشای دیاری است
هر خاطره اش آینه چشم و چراغ است
پائیز خبر داشت که هر شاخه ی بی بر
خود هیمه ناسوخته در کنج اجاغ است
علی معصومی