کشف مجهولات عالم ماتَرکهای من است

کشف مجهولات عالم ماتَرکهای من است
خاصِ جَدم آدم و اجداد و اولادِ من است

عزتِ آدم به امر صاحب الامرِ کبیر
لازم الاجراست نشان از شانِ والای من است

من دو قِسم دارم یقیناً قسمی اُولا قسمی پَست
پستِ آن نَفس و یقیناً اُولا ، ایمان من است


قسمِ پست غایت منم گردیده رسوایم کند
قسمِ اولایم بِغایت خواستِ مولایِ من است

قسمِ اولایم تبارک گفته بر خود شاه جان
قسمِ پَستم سهم الارث خبطِ بابایِ من است

یک خطا کرد جدِ والایم رسید ارثش به من
اینهمه خبط و خطاها شامل الحالّ من است

صدهزاران برتری دارد در عالم جدِ من
هیچ ندیدم نیکیهایش چون خطا کارِ من است

رب عالم ها گذر کرد از خطایِ اَشرفش
جای تقدیر شد بهانه نَفسم آقای من است

اختیار دارم کدامین سهم الارث را کسب کنم
پستی یا هستی که هستی سهمِ اولایِ من است

ماترک های فراوان از جدم اذن وَدود
سهم الارث دارم خطایش سهم الاجداد من است

کل مخلوقات عالم سجده کردند جدِ من
شَر تمرد کرد ز سجده صاحب الحالِ من است

قسمِ پستِ من نمک نشناسِ عظمائیست جهان
پس نمکدانها شکستن شغلِ عظمای من است

هر که را قسمِ منم ها سلطه کرد در این جهان
بی نشان شد بی نشانی سهمِ عریانِ من است

قسمِ اولایی هر آن را شد در این گیتی سهام
با نشان ماند با نشانی سهمِ سلطانِ من است

حافظا پرسند که دنیا سهم الارثش چیست بشر
گو یقین دارم که قطعاً سَهمُ الایمان من است


حافظ کریمی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.