ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
حیاط خانهی ما
در انتظار بارش یک ابر ناشناس
خمیازه میکشد
و حوض خانهی ما خالیست
فروغ_فرخزاد
آن سوی تاریکی
اگر نور باشد امیدوارم
بالهایم را
باز میکنم
که بلند پرواز کنم!
علیرضا ایمانی فر
رفتی و من آیه ی شب را تلاوت می کنم
با نوای دل ز دست غم شکایت می کنم
بعد تو تنهای تنها گوشه ای از خلوتم
واژه واژه در دل شعرم صدایت می کنم
زینب موسوی_ثمین
چشمها آدم می کشند
ومن
بی آن که
کلمه ای باتوبگویم
درموج وحشی ترین کودتای نگاهت
بر سکوت طولانی یک آشوب سقوط کردم
باقر_اکبری
آخرین روزهای
شهریور با نقش و رنگ خاص خود
که از عطر و نم باران پاییزی
خبر میداد
آویزان به گیسوان سبز درخت بید
که در نسیم می رقصیدند
از یک قانون طلایی
شاعرانه شعری
در گوش پاییز خواند
در سرسرای
قبای سبز رنگ ...
برگهای زرین نمایان گشت در دشت ...
به من بگو
من در توام یا تو در من؟
فاطمه دانشور
شده که نسخهی درمانِ تو پاییز شود؟
زرد و نارنجی و قرمز به تو تجویز شود؟
سیب بر روی لبت میرسد امّا دانی...
قُرصِ درمانِ تو صد دانهی خونریز شود؟
بم و کرمان و دلت یزد کویری باشد...
قلبت امّا به یک آن ساکن تبریز شود؟
دو رِ می فایِ قدمهای تو اعجاز کند...
خش خش برگ نوایی طربانگیز شود؟
پُشت یک پنجره بنشینی و باران بزند...
پیکات از چِک چِکِ نابش پُرو لبریز شود؟
تو دمی خاطرهبازی بکنی با جرو جر...
ابرو بارانِ غمانگیز دلاویز شود؟
بروی کافه و تنها بنشینی امّا...
عشق از راه رسد مهر دلانگیز شود؟
اَبر بالایِ سَرت نقش ببندد, بپرد...
ناگهان بوسه به لبهای تو واریز شود؟
لَبِ فنجان, لَبِ فنجان, لَبِ فنجان و لَبَش...
لَبَش آرایهی تکرار و شِکَرریز شود؟
حُسنِ یوسف که زُلیخا به عمل آوردست...
غُنچهاش مست و شُکوفا شُده گُلریز شود؟
مجد پاییز برقص آمده با این غزلت
شده ارشاد بگوید به تو پرهیز شود؟
علیاکبر مجدراد