من بر آهم انگ می زنم

من بر آهم انگ می زنم
شاید آهنگ جدیدی طنین اندازد


غلامحسین افراس

سرم را به دیوار می کوبم

سرم را به دیوار می کوبم
شاید اینگونه افکارم سرکوب‌ شود

غلامحسین افراس

شب را برای تو کنارگذاشته بودم

شب را برای تو کنارگذاشته بودم
ولی افسوس
تاریکی نشانت را از دیدگانم ربود


غلامحسین افراس

سلام و تو شاید من هستی

سلام
و تو شاید من هستی
من غمگین صبور
و تو شاید من باشی
من پر تشویش هنوز


غلامحسین افراس

دیروز پیامی آمد

دیروز پیامی آمد
یعنی خبری بود؟
دیروز تا امروز پیام‌ها را مرور می کنم
من همچنان گرفتار دیروز ها هستم!

غلامحسین افراس

دستانم به سمت و سوی توهم دراز شده!

دستانم به سمت و سوی توهم دراز شده!
بی چاره او از واقعیت خیری ندید!

غلامحسین افراس

برای خودم دل تنگ شده ام!

برای خودم دل تنگ شده ام!
به پنجره نگاه می کنم
عکس ها می خندند!
و شیشه ها موج بر می دارند!


غلامحسین افراس

در رویاهایم می سازم,می بخشم!

در رویاهایم می سازم,می بخشم!
آباد می کنم!
چشم باز می کنم!
آبادی‌هایم دچار حصر و حسرت شده‌اند!

غلامحسین افراس

از راهی که‌ آمده ای از همان راه بر می گردی!

از راهی که‌ آمده ای از همان راه بر می گردی!
و یا شاید هم از نزدیک‌ترین مسیر به آن
درد آنجاست که ندانی از کدام راه آمده ای!
غلامحسین افراس

تلخی قهوه را به تقدیر سپردم

تلخی قهوه را به تقدیر سپردم
عقل را به بیداریش سپردم!

غلامحسین افراس