نه چیزی می شناسم

نه چیزی می شناسم
نه به چیزی تعلق دارم
این نادانی را دوست دارم
زیرا می توانم با آن تو را بشناسم
چون طفلی که از مادرش می آموزد
و تا همیشه یاد می گیرد
من با شناختن تو
از آن تو هستم


آدونیس
مترجم : بابک شاکر

روسری گلدارم را اتو که می کشم

روسری گلدارم را

اتو که می کشم

بوی گل می پیچد توی اتاق،

کاش می شد عکست را اتو بکشم!

هما احمدیان

کوچه ی تنگ ما رهگذری ندارد

کوچه ی تنگ ما
رهگذری ندارد
اگر بیایی
ترا تنگ در آغوش
می گیرد


منوچهر پورزرین

نمی خواهم تو را عوض کنم

نمی خواهم
تو را عوض کنم
خود تو
بسیار بهتر از منی می دانی
چه به صلاح توست
نمی خواهم تو نیز
مرا عوض کنی
از تو می خواهم
من را همان گونه که هستم
بپذیری و به من احترام بگذاری
این چنین
می توانیم پیوندی استوار
با ریشه در واقعیت
و نه در رویا
بنا نهیم

سوزان پولیس شوتز

تبصره عشق به گوشم میرسد!

تبصره عشق
به گوشم میرسد!
احساس می کنم
عشقم
کنارم نشسته است!
ولی
افسوس
نیست

میدانم
هیچ کلاغی
بر شاخه ی بید مجنون
لانه نمی کند!

زیرا
بید عاشق است
و کلاغ(من) غرق در انزوا

دانیال فریادی

و تو کدام فرشته ای

و تو
کدام فرشته ای
که خود را به هیبت
یک زن در آورده ای ؟

آریا ابراهیمی