پاییز ای سرود خیال انگیز
پاییز ای ترانه محنت بار
پاییز ای تبسم افسرده
بر چهره طبیعت افسونکار...
ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
آن روزها رفتند
آن روزهای خوب
آن روزهای سالم سرشار
آن آسمان های پر از پولک
آن شاخساران پر از گیلاس
آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچکها، بیکدیگر
آن بامهای بادبادکهای بازیگوش
آن کوچههای گیج از عطر اقاقیها
آن روزها رفتند...
فروغ فرخزاد
شاید اگر تو اینجا بودی؛
اشکهایی را که حالا توی چشمانم با زحمت نگه میدارم روی دستهایت میریختم.
فروغ فرخزاد
دوست دارمش…
مثل دانهای که نور را
مثل مزرعی که باد را
مثل زورقی که موج را
یا پرندهای که اوج را
دوست دارمش…
فروغ فرخزاد
تنِ صدها ترانه میرقصد
در بلـــــورِ ظریـــــفِ آوایــــم
لذتــــی ناشناس و رویـــــا رنگ
میدود همچـــو خون ، بــــه رگهایم
فروغ فرخزاد